با تشکر از مصطفي چمني
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
چند روز پیش گفتگویی را خواندم که بین دو دوست نازنینم عطا نویدی و رهام سبحانی انجام شده بود و به گوشه بسیار اندکی از انچه بر بستر موسیقی کشور ایران میرود پرداخته بودند حیفم امد شما یی را که همواره دلشوره و دلمشغولی این هنر را دارید از این مصاحبه بی نصیب بگذارم .... محمد فتحی
با تشکر فراوان از م. بهارمست
گردون کمری ز عمر فرسودهی ماست
دریا اثری ز اشک آلودهی ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهودهی ماست
فردوس دمی ز وقت آسودهی ماست
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
از غلط های مصطلح در ذهنیت ما ایرانیان نتنها متعلق داشتن هنر در مجموع به ایران : "هنر زان ایرانیان است و بس" و فلان کتاب ... بهترین کتاب دنیاست... بلکه در بستر موسیقی فقط یک خوانده را بعنوان تنها خواننده قدرتمند میدانیم و بس .این تفکر مسدود و محصور متاسفانه اثرات بسیار زیانباری برای ما داشته و تاکنون عامل بسیار قوی و بازدارنده ای در بستر تداوم و پویای موسیقی و هنر ایران بوده است ... این البوم بخوبی نمودار این نکته است که خارج از قلمرو ذهنیت ما ایرانیانی که فقط به موسیقی پارسی گوش میدهیم هستند خواننده گانی که به جرائت میتوان گفت قوی تر و قدرتمند تر از خواننده ای میخوانند که ما او را تنها معیار سنجیدن میدانیم و هیچکس جز او را روی شنیدن بر نمیتابیم ....محمد فتحی
ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری این سایت مشاهده موقت تبلیغات میباشد.
امروز بهای هیزم و عود یکی است
در چشم جهان خلیل و نمرود یکی است
در گوش کسانی که در این بازارند
آواز خر و نغمه داوود یکی است
|
چندی پیش برخی از دوستان به من خبر دادند یکی از ساخته های اینجانب در فضای اینترنت با اطلاعات نادرست توسط شخص یا اشخاصی منتشر شده است . به علت مشغله های کاری و فکری موضوع را نادیده گرفتم تا اینکه متوجه شدم این خبر در ابعادی وسیعتر در حال پخش است.
در خبرها آمده است که تصنیف جدیدی با صدای استاد محمدرضا شجریان و خانم پریسا به آهنگسازی رهام ســــــبحانی ساخته شده و تقدیم می گردد ! در عجبم که چطور دوستان نمی توانند تفاوت صدای اســتاد بی همتا ، محـــــــــمد رضا شجریان را با یک خواننده ی جوان و تازه کار تشخیص دهند ؟! یا هدفشان شیطنت و داغ کردن برخی مسائل است و یا نا آگاهی از دنیای موسیقی !
کار مشترک با استاد شجریان برای من بزرگترین افتخار است و امید مندم روزی به انجام رسد ، ولیک زمانی که این اتفاق رخ نداده چرا به خود اجازه می دهند اخبار را به صورت کذب و غیر واقعی منعکس کنند ؟
این تصنیف در شهریور ماه 1388 ضبط و پخش شده و آقای حسن شرقی خواننده ی این کار بوده اند.
لطفا به حق و حقوق صاحب اثرو عوامل اجرایی آن احترام گذاشته و در پخش آن با اطلاعات درست و دقیق کوشا باشید
همه میدانند که هر گونه فعالیتی در زمینه ی موسیقی در این روزگار بدون هیچگونه حمایتی و به صورت خود جوش انجام می شود
ما تمامی درد سرها و اهانتهای متـداول امروز را به جان خریده و بدون هیـــچ کمکی برای روشن نگاه داشـــتن چراغ هنر موسیقی این سرزمین کار کرده و می کوشیم که جوابگوی خواسته های مردم عزیزمان باشیم.
پس اگر هنوز رمقی برایمان مانده فقط به دلیل حمایت معنوی شما عزیزان و دوستداران موسیقی و مهر و محبتی است که همیشه به ما ارزانی داشته اید
از دوستانی که آگاهانه و یا از روی سهل انگاری به پخش اخبار نا درست و غیر واقعی دست می زنند تـــــقاضا دارم در رفتار خود تجدید نظر کرده و بر خستگیمان نیفزایند
با مهر و عشق
رهام سبحانی
پنجم آذر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت |
خبرت هست ؟ که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا
گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سرسوای تو دارم غم سرنیست مرا
بیرخت اشک همی بارم و گل میکارم
غیر ازین کار کنون کار دگر نیست مرا
ني به آتش گفت:
کين آشوب چيست؟
مر تو را زين سوختن مطلوب چيست؟
گفت آتش بي سبب نفروختم
دعوي بي معنيت را سوختم
زانکه مي گفتي نيم با صد نمود
همچنان در بند خود بودي که بود
مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بي دردي علاجش
آتش است
آتش است
ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری این سایت مشاهده موقت تبلیغات میباشد.
عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود
کارکنان سپهر، بر سر دعوی شدند
آنچه بدادند دیر، باز گرفتند زود
حاصل ما از جهان نیست بجز درد و غم
هیچ ندانم چراست این همه رشک حسود
ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری این سایت مشاهده موقت تبلیغات میباشد.
با تشکر فراوان از حامد عزیز برای دراختیار همگان گذاردن این البوم
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید
ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح!
نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید
مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که میگفتم: علاج این دل بیمار میباید
ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری این سایت مشاهده موقت تبلیغات میباشد.
شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو ؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو ؟
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی
بهارانت کو ؟
وقتی که فصل پنجم این سال
آغاز شد
دیوارهای واهمه
خواهد ریخت
و کوچه باغ های نشابور
سرشار از ترنم مجنون خواهد شد
مجنون بی قلاده و زنجیر
وقتی که فصل پنجم این سال
آغاز شد
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته ست
دریایم و نیست باکم ازطوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته ست
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم ؟
زان که بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم
نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم
پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر
خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدنها
کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند
کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدنها
با سپاس فراوان از هومن عزیر
وصل تو کجا و من مهجور کجا
دردانه کجا حوصله مور کجا
هر چند ز سوختن ندارم باکی
پروانه کجا و آتش طور کجا
ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری این سایت مشاهده موقت تبلیغات میباشد.
من بی دل و دستارم در خانه خمارم من
يک سينه سخن دارم هين شرح دهم يا نه
تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می
زين وقف به هوشياران مسپار يکی دانه
ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری این سایت مشاهده موقت تبلیغات میباشد.
تا چند کشم غصهی هر ناکس را
وز خست خود خاک شوم هر کس را
کارم به دعا چو برنمیآید راست
دادم سه طلاق این فلک اطلس را

در دیده بجای خواب آبست مرا
زیرا که بدیدنت شتابست مرا
گویند بخواب تا به خوابش بینی
ای بیخبران چه جای خوابست مرا
مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید
آلبوم زیبای گروه شمس در قالب ۲ سیدی که بصورت برگردان از دی وی دی این اثر که در ایران به دلیل هم صدایی بانو نجمه تجدد با خوانده گروه فرشاد جمالی مجوز پخش نگرفت به صورت ویژه از شب زندها پخش میگردد. هر سیدی حاوی هفت قطعه میباشد. سیدی اول شامل موسیقی تنبور و در سیدی دوم موسیقی اصیل ایرانی است. هر دو البوم سرشار از تصنیفها و قطعات بسیار زیبایی هستند.
شمار زیادی از هنرمندان ما ترجیح میدهند از همان مرز استادی در چم و خم و ارائه شگرد های فنی ی کار پا فراتر نگذارند . ترجیح میدهند ناطقانی بلبل زبان باشند اما سخنی از ان دست به میان نیاورند که احتمالا مالشان را بی خریدار بگذارد .. چه رسد به باز گفتن حقایقی که جان شیرینشان را به مخاطره اندازد.... احمد شاملو
ساده ترین و بی خرج ترین کمک شما برای تداوم وپایداری این سایت مشاهده تبلیغات میباشد
در سانفرانسیسکو روی دیوار نوشته شده بود:
میدانی چرا در کشورهای استبدادی رای دادن قانونی است ؟ چون حاکمان میدانند مردم با ان استبداد و استثمار و ظلم و ستم را نمیتوانند ریشه کن نمایند...اگر میتوانستند انرا غیر قانونی میکردند
"مرگ خردمندانه ترین کشف زندگی است . امیدوارم وقتی به سراغم می آید اینقدر هشیار و سر حال باشم که با سپاس و غرور به سوی زندگی نگاه کنم و به فرزندان و نوه هایم بگویم : زندگی چقدر خوب بود . " ویل دورانت
به دوستم فرزانه رضا زاده گفتم جمله ای که بدلت نشسته و در ذهنت جاودانه گردیده را برایم بگو ...از پائیلو کوئیلو به ترجمه ارش حجازی برایم گفت:
" تنها هنگامی معجزه زندگی را درک میکنیم که بگذاریم نا منتظره رخ دهد "
مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید
به کودکان خود خندیدن را یاد بدهید . محیط پیرامونی به انها گریه کردن را خواهد اموخت.....مک لوهان
مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید
با تشکر از دوست خوب و یار همیشه مهربان هومن
مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید
دوست و همکار عزیز من آقای محمد فتحی از فرط ناراحتی از مراجعه کننده گان به سایت بدلیل توقعات فراوان و برخورد های بسیار نا سپاسانه ای که ظرف چند ماه پیش به ما شده است تصمیم گرفت این البوم را بعد از گذشتن از پل ازمونی بسیار ساده در اختیار کسانی قرار دهد که به پرسش زیر پاسخ درست بدهند
گنجشکک اشی مشی! لب بوم ما مشین! بارون میآد خیس میشی، برف میآد گوله میشی، میافتی تو حوض نقاشی! ...
سئوال: شعر فوق را که بارها باصدای زنده یاد فرهاد و اهنگسازی اسفندیار منفرد زاده شنیده اید اولین بار در کتاب کدام نویسنده ایرانی اورده شده است... نام خانواده گی ان نویسنده اسم رمز برای باز کردن البوم خانم سروش ایزدی میباشد
من فقط میخواستم ببینم مخاطب من ... انهایی که معنی و مفهوم لغاتی راکه مدتی است با وقاحت تمام عیار که بیشتر شایسته خودشان میباشد لغاتی نظیر درذ ... خائن... وطن فروش ...پست .. بی غیرت ... بی شرف... مادر... بی ناموس... به کار میگیرند میزان دانش و اگاهی انها نسبت به محیط پیرامونی شان تا چه حدودی است و تا چه حد با فرهنگ و انسانهای فرهیخته و خون دل خورده این مرز و بوم احساس قرابت نزدیکی و همدلی و همگامی میکنند و به موسیقی و شعر که میرسند فقط عنصر شنونده میباشند و یا اینکه گیرنده فعال نیز میباشند فقط گوش میدهند یا اینکه به مقام شنیدن پیام نهفته در ان همه اثار که مدعی عشق ورزیدن به ان هستند هم رسیده اند ؟ مطمئن شدم اگر دوست من مزدک جان پته را روی اب نمی انداخت و جمله فرهیخته دوران ما صادق هدایت را نمینوشت امکان نداشت کسی پی ببرد که برای اولین بار ان ترانه و شعر در کتاب او بنام وق وق ساهاب امده بود .. من در سئوال مشخصا نام نویسنده کتاب را خواسته بودم و نه نام شاعر دوستان حتی به سئوال هم توجه نکردند این ترانه ایست عامیانه ونام شاعر ان هویدا نیست
اگر دوستان از این کار من رنجیده خاطر شده اند صمیمانه پوزش میخواهم
رمز عبور برای باز کردن این البوم hedayat میباشد
از زمانی که دعوت مزدک را پذیرفتم و با ایشان همکاری میکنم این سه شعر مدام در ذهن من تکرار میشود :
در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم.......
ما زیاران چشم یاری داشتیم .... ما بارگهه دادیم این رفت ستم برما .....
موفق و پایدار باشید محمد فتحی