تبليغاتX
Shabzendeha

آن کس که باد میکارد طوفان درو میکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 6 Nov 2009ساعت 23:14  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

به دوستم فرزانه رضا زاده گفتم جمله ای که بدلت نشسته و در ذهنت جاودانه گردیده را برایم بگو ...از پائیلو کوئیلو  به  ترجمه ارش حجازی برایم گفت:

        " تنها هنگامی معجزه زندگی را درک میکنیم که بگذاریم نا منتظره رخ دهد "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 6 Nov 2009ساعت 3:55  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

 

کار  انسان را افرید.....گوردن چایلد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 5 Nov 2009ساعت 22:35  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید

به کودکان خود خندیدن را یاد بدهید . محیط پیرامونی به انها گریه کردن را خواهد اموخت.....مک لوهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 5 Nov 2009ساعت 0:6  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید

با تشکر از دوست خوب و یار همیشه مهربان هومن

از نظر گاندي هفت مورد که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند عبارتند از: ۱- ثروت ، بدون زحمت ۲- لذت، بدون وجدان ۳- دانش، بدون شخصيت ۴- تجارت، بدون اخلاق ۵- علم، بدون انسانيت ۶- عبادت، بدون ايثار ۷- سياست، بدون شرافت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 3 Nov 2009ساعت 23:9  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید


دوست و همکار عزیز من آقای محمد فتحی از فرط ناراحتی از مراجعه کننده گان به سایت بدلیل توقعات فراوان و برخورد های بسیار نا سپاسانه ای که ظرف چند ماه پیش به ما شده است تصمیم گرفت این البوم را بعد از گذشتن از پل ازمونی بسیار ساده در اختیار کسانی قرار دهد که به پرسش زیر پاسخ درست بدهند

گنجشکک اشی مشی! لب بوم ما مشین! بارون میآد خیس میشی، برف میآد گوله میشی، میافتی تو حوض نقاشی! ...

سئوال: شعر فوق را که بارها باصدای زنده یاد فرهاد و اهنگسازی  اسفندیار منفرد زاده شنیده اید  اولین بار در کتاب کدام نویسنده ایرانی اورده شده است... نام خانواده گی ان نویسنده اسم رمز برای باز کردن البوم خانم سروش ایزدی میباشد

 من فقط میخواستم ببینم مخاطب من  ... انهایی که معنی و مفهوم لغاتی راکه مدتی است با وقاحت تمام عیار که بیشتر شایسته خودشان میباشد  لغاتی نظیر  درذ ... خائن... وطن فروش ...پست .. بی غیرت ... بی شرف... مادر...  بی ناموس... به کار میگیرند میزان دانش و اگاهی انها نسبت به محیط پیرامونی شان تا چه   حدودی است  و تا چه حد با فرهنگ و انسانهای فرهیخته و خون دل خورده  این مرز و بوم احساس قرابت  نزدیکی و همدلی و همگامی میکنند و به موسیقی و شعر که میرسند فقط عنصر شنونده میباشند و یا اینکه گیرنده فعال نیز میباشند  فقط گوش میدهند یا  اینکه به مقام شنیدن  پیام نهفته در ان همه اثار که مدعی عشق ورزیدن به ان هستند هم رسیده اند ؟ مطمئن شدم اگر دوست من مزدک جان پته را روی اب نمی انداخت و جمله فرهیخته دوران ما صادق هدایت را نمینوشت  امکان نداشت کسی پی ببرد که برای اولین بار ان ترانه و شعر در کتاب  او بنام وق وق ساهاب امده بود .. من در سئوال مشخصا نام نویسنده کتاب را خواسته بودم و نه نام شاعر  دوستان حتی به سئوال هم توجه نکردند این ترانه ایست عامیانه ونام شاعر ان هویدا نیست

اگر دوستان از این کار من رنجیده خاطر شده اند  صمیمانه پوزش میخواهم 

رمز عبور برای باز کردن این البوم  hedayat میباشد         

از زمانی که دعوت مزدک را پذیرفتم و با ایشان همکاری میکنم این سه شعر مدام در ذهن من تکرار میشود :

در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم.......

ما زیاران چشم یاری داشتیم ....                  ما بارگهه دادیم این رفت ستم برما .....

 موفق و پایدار باشید   محمد فتحی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 2 Nov 2009ساعت 17:21  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


پيمان سلطاني تصميم گرفته است تعدادي از سرودها و تصنيفهاي ملي و ميهني را در قالب سيدي به همراه كتاب نتنويسيشده منتشر كند
اما بحث سر اين است كه او كارش را نه يك اجراي مجدد بلكه بازآفريني مجدد و آهنگسازي ميداند. تاكنون 18قطعه از اين مجموعه تنظيم شده كه احتمالا از حدود يك ماه ديگر اولين آلبوم آن راهي بازار ميشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 2 Nov 2009ساعت 1:11  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


شاید گزافه گویی نباشد اگر آواز " گر ز حال دل خبر داری . . . " را جزو بهترین آوازهای اصیل ایرانی بدانیم

این آواز متاسفانه در نوار دلشدگان موجود نمیباشد. برای همین جداگانه براتون آماده کردیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 1 Nov 2009ساعت 21:26  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفتة مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 1 Nov 2009ساعت 20:8  توسط مزدک و محمد فتحی 

دفترِ من در وسط
باد ورق می‌زند
برگی از آن می‌کَنَد
نامِ تو در باغ‌ها
وردِ زبان می‌شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 1 Nov 2009ساعت 19:53  توسط مزدک و محمد فتحی 

  

ساده ترین وبی خرج ترین کمک شما برای تداوم و پایداری و تهیه البوم های جدید برای در اختیار شما قرار دادن مشاهده تبلیغات امده در سایت میباشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 31 Oct 2009ساعت 22:50  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

                                      مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید

با درختی که زند سر به فلک
به زبان مِه و ابر
به زبان لجن و سایه و لک
به زبان شب و شک حرف مزن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 31 Oct 2009ساعت 13:39  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 30 Oct 2009ساعت 19:0  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

آخندی را گفتند خرقه خویش را بفروش گفت اگر صیاد دام خود را فروشد به چه چیز شکار کند


شخصی از مولانا عضد الدین پرسید که چونست که در زمان خلفا مردم دعوای خدائی و پیغمبری بسیار می کردند و اکنون نمی کنند گفت مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می آید و نی از پیغامبر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 29 Oct 2009ساعت 22:8  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

نادرترین و کمیاب ترین چیزی که من در میان روشنفکران میشناسم شادیست......ارنست همینگوی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 29 Oct 2009ساعت 22:6  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تیلیغات ساده ترین و بی خرج ترین کمک مالی شما برای تداوم این سایت میباشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 28 Oct 2009ساعت 20:57  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 28 Oct 2009ساعت 20:56  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 26 Oct 2009ساعت 20:39  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

فرزاد

تابستان سال 84 در حين يک سفر کاری که با خودرو شخصی به سمنان داشتم وقتی که خسرو آواز ايران، با آواز "مرا چشميست خون افشان..." روح مرا مسخ کرده بود، با يک تماس از رخت بر کشيدن گلچهره اي که ساليانی اسير کمندش بودم خبر دار شدم... ساعتی کنار جاده گريستم... واقعاً نميدونم چرا اون روز از بين تمامی شاهکارهای شجريان دل شدگان رو انتخاب کردم، آلبومی که با شاهکار علی حاتمی تصوير شهودی خاصی بر هر دوستدار سينما و يا موسيقی داره.
افسوس که نقاب خاک بر چهره کشيد و جز يادش برايم ياوری نگذاشت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 26 Oct 2009ساعت 0:46  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 25 Oct 2009ساعت 21:4  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تیلیغات ساده ترین و بی خرج ترین کمک مالی شما برای تداوم این سایت میباشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 25 Oct 2009ساعت 14:10  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

با باز کردن و مشاهده موقت تبلیغات که در زیر قسمت پیوندها قرار گرفته ما را در تداوم راه مان یاری نمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 24 Oct 2009ساعت 17:46  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

ساده ترین و بی خرج ترین کمک شما برای تداوم وپایداری این سایت مشاهده تبلیغات میباشد

من باده خورم، ولیک مستی نکنم
الا به قدح، دراز دستی نکنم

دانی غرضم ز می پرستی چه بود؟
تا هم چو تو، خویشتن پرستی نکنم

خيام از نظر فيتر جرالد: خورشيد طلوع مي كند و ميكده باز مي شود. خيام متفكر است و در بحر فكر فرو مي رود و شراب مي نوشد. از فنا پذيري زندگاني و عجز عقل از حل معماي هستي متاثر است، خشمناك مي شود، عاصي مي شود و به بيان انديشه و احساسات مي پردازد. بعد مستي او فرو مي نشيند و چون شب فرا مي رسد و ماه طلوع مي كند، خيام در درياي اندوه و غصه غوطه ور مي شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 24 Oct 2009ساعت 14:5  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

مشاهده تبلیغات ساده ترین کمک شما به پایداری و تداوم این سایت میباشد به انها نظری بیفکنید

خوشبختي ما در سه جمله است :
تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا...
ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم!
حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

کار هنرمند باز آفرینی واقعیت نیست، از آ‌ن‌ کثافت همان یک نسخه‌ کافی‌ است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 23 Oct 2009ساعت 22:3  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

با باز کردن و مشاهده موقت تبلیغات که در زیر قسمت پیوندها قرار گرفته ما را در تداوم راه مان یاری نمائید

تو خاموشی خونه خاموشه
شب آشفته گل فراموشه
بخواب که امشب پشت این روزن
شب کمین کرده رو به روی من
تب آلوده تلخ و بی کوکب
شب شب غربت شب همین امشب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 23 Oct 2009ساعت 15:47  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


هیچ هنرمندی واقعیت را نمیتواند تحمل کند...... نیچه

هیچ هنرمندی هم بدون واقعیت نمیتواند کار خود را عرضه کند....البر کامو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 22 Oct 2009ساعت 23:59  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

با باز کردن و مشاهده موقت تبلیغات که در زیر قسمت پیوندها قرار گرفته ما را در تداوم راه مان یاری نمائید

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمی کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 21 Oct 2009ساعت 23:28  توسط مزدک و محمد فتحی  | 


با باز کردن و مشاهده موقت تبلیغات که در زیر قسمت پیوندها قرار گرفته ما را در تداوم راه مان یاری نمائید


تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نصیب من بلبل خويش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

وای وای چه خاطرات زیبا و پر احساسی‌. هر کدام را دو تا سه بار خواندم و لذت بردم. دوستان خطرت هموطنان رو از دست ندهید که یکی‌ از دیگری زیبا تر می‌باشد.

لینک مدیا فایر برای دو آلبوم آخر بزودی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 21 Oct 2009ساعت 15:3  توسط مزدک و محمد فتحی  | 



من خودم "بی‌ تو بسر نمی‌شود" را بسیار دوست دارم، و هر بار که گوش میدم به یاد یک خاطره می‌افتم.

تابستان سال پیش به مدت دو ماه هر روز صبح زود از خواب پا میشودم تا به کلاس دیفرانسیل بروم. رانندگی‌ طولانی‌ بود و به سختی چشمانم را باز نگار میداشتم. بعضی‌ اوقات فشار روز امتحان و بعضی‌ اوقات نفهمیدن مبحث درس. باور کنید هرروز فقط به امید یک چیز از خواب بیدار می‌گشتم و به امید یک چیز سه ساعت کلاس را سپری می‌کردم. به عشق اینکه دوباره میتوانم در آرامش رانندگی‌ صبحگاهی به تمام شصت دقیقه آلبوم استاد گوش کنم، و انرژی تازه ای‌‌ بگیرم. به شوق اینکه کلاس به اتمام میرسید و تمام دغدغه روز را با یک قطعه آوزی "با من صنما" برای مدت کوتاهی‌ به فراموشی میسپردم.

هنوز که دفتر مشق آن تابستان را باز می‌کنم، روی هر صفحه میخوانم " بی‌ تو اگر به سر شدی، زیر جهان زبر شدی" ، "دلم دیوانه‌ام دیوانه ترشی، خراب خانه‌ام ویرانه ترشی"

مزدک

شما هم خاطره خودتان را با ما در میان بگذارید. بعد از یک هفته خاطرات شما را در ادامه مطلب قرار میدم، و خاطره برگزیده را در صفحهٔ اول

+ نوشته شده در  Tue 20 Oct 2009ساعت 23:14  توسط مزدک و محمد فتحی  | 

اين همه قصه فردوس و تمناي بهشت
گفت و گوئي و خيالي ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به ديباچه عقل
هر كجا نامه عشق است نشان من و توست
سايه ز آتشكده ماست فروغ مه و مهر
وه ازين آتش روشن كه به جان من و توست

هوشنگ ابتهاج


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Tue 20 Oct 2009ساعت 21:33  توسط مزدک و محمد فتحی  |